دلشکسته را شاید دیر دیدم آما خوشحالم که دیدم.



شکر خدا بعد از مدتی امروز تونستم دوتا فیلم ببینم
دومی رو اول بگم
دلشکسته:
داستانی تکراری، داستان دلبستگی دو جوان با دو طرز فکر متفاوت و از دو خانواده مختلف است که میخواهند با هم ازدواج کنند اما مسائلی مانع میشود. دلشکسته اولین فيلم بلند سينمايي علي روئينتن است که با برداشتی آزاد از لیلی و مجنون ساخته شده. نمیدونم چرا پایان همه فیلمهای ایرانی به دلم من یکی نمیشینه که دلشکسته هم یکی از آنهاسنت تنها فیلمی که به نظرم خوب تموم شد رویای خیس بود.
کارگردان:
علي رويين تن
بازيگران:
شهاب حسيني، بيتا بادران، "زنده یاد" خسرو شكيبايي، رضا رویگری، محمود پاك نيت،فريباكوثري، محرم زينال زاده، فريبا جديكار، ميرطاهر مظلومي و با حضور گوهر خيرانديش و شقايق فراهاني
اولی هم فقط باید دید Righteous kill قتل عادلانه

فقط کاش مرحوم جیمز دین با جورج کلونی تو این فیلم بودن تا ۴ تا از اسطوره ها رو یه جا میدیدم.
غیر از رابت دنیرو و آل پاچینو جان لگوییزامو، کارلا گوجینو و خواننده رپ 50 سنت هم در فیلم بودند. شاید داستانش بازم تکراری بود و از این قراره که یکی کاری که قانون یا همان پلیس باید انجام بده ولی باز همون قانون دستشو بسته و نمیزاره انجام بده. رو انجام میده. اولش که قرار بود رابرت دنیرو با یه بازیگر جون نقش اصلی رو داشته باشن که بعد رابرت دنیرو آل پاچینو را پیشنهاد میده و آل پاچینو بعد از خواندن فیلمنامه جواب مثبت میده. تا یه فیلمی ساخته بشه که دی وی دی شو بزارم تو آرشیوم و به هیچکسی ندم تا سالها بمونه مبدا خشی توش بیفته.
نویسنده: راسل گرویتز
کارگردان: جان اوِنت
بازیگران: رابرت دونیرو، آل پاچینو، کورتیز جکسون(فیفتی سنت)، برایان دینهی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:3  توسط عباس دلفی
|
عشق را در چشمان کودکی هفتاد ساله دیدم!
که کمر شکسته اش
نشان از بار سنگین سالها انتظار
و صورت چروک کینش نشان از
زندگی وفادار به جفا دارد، را دیدم!
...!!!

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 19:39  توسط عباس دلفی
|
خداحافظ زنده گی
سلام بهشت!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 11:44  توسط عباس دلفی
|

بسم الله الرحمن الرحیم
هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله اوصت و هى تشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فى القبور. یا على انا فاطمة بنت محمد (ص ) زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنیا والاخره انت اولى بى من غیرى حنوطى و غسلنى و كفنى باللیل وصل ولدى السلام الى یوم القیامه .
بنام خداوند بخشنده مهربان
این وصیت نامه دختر رسول خداست در حالى وصیت مى كند كه شهادت می دهد خدایى جز خداى یگانه نیست و محمد (ص) بنده و رسول اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت كه هیچ شكى در آن نیست فرا خواهد رسید و ذات الهى جمیع مردگان را از قبور برانگیزاند و زنده گرداند و همه را وارد محشر فرماید.
اى على من فاطمه دختر حضرت محمد هستم خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت براى تو باشم و تو از دیگران بر من سزاوارترى .على جان حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگذار و شب مرا دفن كن و هیچ كس را اطلاع نده. اینك با شما وداع می كنم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم.
این بود كیفیت رحلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دخت گرامى حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفى علیهما آلاف التحیة والثناء كه پدر بزرگوارش هنگام رخت بربستن از دنیا به او بشارت داده و فاطمه علیهاالسلام بعد از رحلت پدر با اشتیاق فراوان به انتظار مرگ خود بود و پیوسته زبان حالش به نغمه الهى«عجل وفاتى سریعا» مترنم بود.
درود بی پایان ما بر او و فرزندان پاکش باد.
منبع:
بحارالانوار، جلد 43، ص 214.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:35  توسط عباس دلفی
|

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای؟ بر صلیب عشق دارم کرده ای؟
جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای
نیشتر عشقش به جانم میزنی دردم از لیلاست آنم میزنی
خسته ام زین عشق دل خونم نکن من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم
سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودمو.....نشناختی؟
عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یکجا باختم
کردمت آواره ی صحرا نشد گفتم عاقل میشوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت
روزو شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی
حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:47  توسط عباس دلفی
|
هر جا که یار باشد،
می ناب باشد،
کعبه آن جاست
بی تاب باش کعبه آنجاست!
در کلبه ما سفره ارباب و فقیرانه جدا نیست
در حلقه ما جنگ و نزاعی به سر شاه و گدا نیست
ما مطرب عشقیم
در کعبه ما جنگ رسیدن به خدا نیست
به گرد کعبه می گردی پریشان
که وی خود را در آن جا کرده پنهان
به گرد کعبه میگردی پریشان
که وی خود را در آن جا کرده پنهان
اگر در کعبه میگردد نمایان
اگر در کعبه میگردد نمایان
پس بگرد تا بگردیم
بگرد تا بگردیم .
در اینجا باده مینوشی
در آنجا خرقه میپوشی
چرا بیهوده میکوشی
در اینجا مردم آزاری
در آنجا از گنه عاری
نمیدانم چه پنداری !
در اینجا همدم و همسایه ات در رنج و بیماری
تو آنجا در پی یاری !
چه پنداری ؟
کجا وی از تو می خواهد چنین کاری ؟!
چه پیغامی که جز با یک زبان نمیداند ؟!
چه پیغامی؟
چه سلطانی که جز در خانه اش خفتن نمیداند ؟!
چه سلطانی؟
چه دیداری ؟ چه دیداری ؟
که جز دینارو درهم از شما سفتن نمیداند ؟!
چه دیداری؟ چه دیداری؟
به دنبال چه میگردی؟ که حیرانی! که حیرانی!
خرد گم کرده ای , شاید نمیدانی .
همای از جان خود سیری , که خاموشی نمیگیری ؟
لبت را چون لبان فرخی دوزند
تورا در آتش اندیشه ات سوزند
هزاران فتنه انگیزند
تورا بر سر در میخانه آویزند

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 9:54  توسط عباس دلفی
|