پیدا و پنهان
احمد شاملو در سال 1304 درتهران چشم به جهان گشود دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی او بسیار نامرتب و در شهرهای گوناگون بوده زیرا پدرش افسر ارتش بود و به همین جهت خانوادهاش همواره در شهرهای مختلف بودند سرانجام دوره دبیرستان را در تهران به پایان رساند. در سال 1323 برای همیشه دست از تحصیل شست و ضمن ادامهی مبارزه سیاسی تمام مدت به نوشتن و سرودن پرداخت. حضور پیدا و پنهان احمد شاملو، به عنوان یكی از مطرحترین چهرههای ادبیات معاصر در سینمای ایران، بحثی است كه تاكنون كمتر به آن پرداخته شده است. و در ضمن ارائه كارنامه سینمایى شاملو همواره به هدف بى اعتبار كردن او مورد استفاده قرار گرفته است.
احمد شاملو سینما را به عنوان یك هنر نمیشناخت و آن را مورد استهزا قرار مىداد. از نگاه او سینما چیز مسخرهاى بیش نبود و در بسیارى مواقع با نفرت از آن یاد مىكرد. او در مصاحبهاى با مجلهی فیلم (شماره 68، شهریور 67) دوران فیلمنامه نویسى خود را دوران اسارت نام گذاشت. دورانى كه سبب شد شاملو تا آخر عمرش نسبت به سینما بدبین شده و هرگز سخنى از آن بر زبان نراند. شاملو فعالیت سینمایی خود را از سال 1338 آغاز کرد و یک فیلم مستند در پیرامون سیستان و بلوچستان را به سفارش شرکت ایتال کونسولت کارگردانی کرد. گفته میشود اولین بار حضور در اداره سمعی و بصری وزارت کشاورزی كه كارش نمایش و ساخت فیلمهای آموزشی برای روستاییان و در روستاها بود، و کارگردانی فیلم مستند سیستان و بلوچستان، موجب آشنایی و ایجاد رابطه احمد شاملو با سینماگران ایرانی گردید. گفته شده در این دوران در وزارت كشاورزی، سهراب سپهری نیز با شاملو همكاری میكرد.
احمد شاملو علاوه بر سناریو نویسی برای سینمای موسوم به فیلمفارسی، در تولید و حتا كارگردانی تعدادی از شاخصترین و هنرمندانهترین آثار روشنفكرانهی تاریخ سینمای ایران نیز نقش داشت، كه کمتر جایی به آنها اشاره میشود و معمولاً با طرح فیلمنامههای فیلمفارسیهایی كه شاملو در نوشتن آنها نقشی داشته، عملكرد وی را در سینما به باد انتقاد گرفته شده است.
دوران اسارت
احمد شاملو كه در سالهای میانی دههی سی به عنوان شاعری نوگرا و معترض در محافل روشنفكری پایتخت شناخته شده بود، در نخستین واكنش رسمیاش به سینما، با نوشتن مقالهای در مجلهی آشنا، به تحسین فیلم 17 روز به اعدام، ساختهی دكتر هوشنگ كاووسی پرداخت؛ اقدامی كه بعدها منجر به همكاری بیشتر آن دو شد.
 شاملو پشت صحنه فیلمبرداری، پشت سرش بیک ایمانوردی دیده می شود. منبع عکس از کتاب «نیم قرن خاطرات سینمای ایران» تالیف: حسن شریفی
در سال 1339 احمد شاملو، فیلمنامهی اول هیكل را بر اساس داستان یك فیلم مصری، به پیشنهاد سیامك یاسمی مینویسد. با وجود فروش خوب و موفقیت اول هیكل در گیشه، این فیلم سلیقهی صاحبنظران را برآورده نمیكند، تا جایی كه ابراهیم گلستان در شمارهی 132 پست تهران سینمایی به تاریخ 26/6/1339 مینویسد: «سینما 15 سال است كه در این مملكت وجود دارد، ولی نثر فارسی را كه هزار سال سنت دارد ملاحظه كنید [در فیلم اول هیكل] به چه روزی درآمده...». چنین نقدی بر فیلمنامهای كه غالب گفتارنویسیهای آن را شاملو انجام داده است، حكایت از عدم علاقه و توجهی وی به سینما و بیاهمیتی این هنر صنعت نوپدید برای شاملو است.
سال 1342 ناصر ملك مطیعی كه بهعنوان یك كارگردان با فیلمهایی موفق، تقرباً وجههی خوبی پیدا كرده بود؛ مردها و جادهها را كه فیلمی كوچك و كم هزینه است، با بیانی ساده و بیغل و غش، و بسیار صمیمی كه فیلمنامهاش را احمد شاملو ـ بیآنكه نامی از او در عنوانبندی بیاید ـ نوشته بود، میسازد.
شاملو چند فیلمنامهی مشهور دیگر را هم بدون اینكه نامی از وی در عنوانبندی یا شناسنامهی فیلمها آورده شود، نوشته است. غالباً شاملو خود خواهان حذف نامش از عنوانبندیها بود، به تصور اینكه ضعف هنری و ابتذال حاكم در سینمای فارسی، وجههی روشنفكرانهی او را خدشه دار كند.
در همان سال 42 شاملو، با اقتباس از داستانی نوشتهی جیمز هادلی چیس فیلمنامهی تار عنكبوت را مینویسد، و با استقبال از آن فیلم كه توسط مهندس مهدی میرصمد زاده و با بازی هوشنگ كاووسی ساخته شده بود، احمد شاملو به فیلمنامهنویسی موفق برای گیشه و مورد توجه فیلمفارسیسازها مبدل میشود.
شاملو در این زمان مدتها در استودیوهای تولید فیلم به تماشای فیلمهای تجاری آمریكایی، هندی و ایتالیایی مینشیند تا از آنها برای نوشتن الهام بگیرد.
باز در همان سال 1342 شاملو فیلمنامهی نیرنگ دختران را با گرته برداری از داستان فیلم ایتالیایی تعطیلات در ایسیكا نوشت كه آن هم در نمایش عمومیاش فیلم موفقی بود.
سال بعد شاملو فیلمنامهی ترانههای روستایی را مینویسد، كه صابر رهبر با كارگردانی شتابزدهاش از آن فیلمی ضعیف میسازد. و با وجود نقشآفرینی محمدعلی فردین، چندان مورد توجه قرار نمیگیرد.
اما شكست فیلم بنبست، ساختهی دیگری از مهدی میرصمد زاده، در اكران سال 1344 كه فیلمنامهاش را احمد شاملو نوشته است، آشكارا به دلیل ضعف بیشاز حد فیلمنامه بود.
با این وجود شاملو در همان سال 44 اقدام به ساخت فیلمی به نام داغ ننگ میكند، حاصل كار اثری ضعیف و نشان دهندهی عدم شناخت شاملو به دقائق كارش است. فیلم داغ ننگ به نمایش عمومی درآمد. اما فروش چندانی نداشت.
احمد شاملو دربارهی تنها تجربهی فیلمسازی حرفهای ـ داستانیاش در شماره 470 مجلهی ستارهی سینما 2/2/1344 میگوید: «تهیهكننده هرچه توانست در جریان كار، صحنههای مورد پسندش را به فیلم اضافه كرد. و كار بهجایی كشید كه من تنها آوانسی كه میخواستم حذف نامم بود كه البته با آن هم موافقت نشد...». حسن شریفی، مدیر تولید با سابقهی سینمای ایران در خاطراتش مینویسد: شاملو برای لوکیشنها و مناظر مورد به جادهی هراز رفته و با رئیس قبیلهی چادر نشین هداوندی برای فیلمبرداری در محل هفتچشمه گفتگو کرده است.
اما در همین سال پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران تا بیشاز پنجدههی بعد، گنج قارون به نمایش درمیآید. با وجود اینكه نامی از احمد شاملو در عنوانبندی آن دیده نمیشود، فیلمنامهاش منصوب به شاملو است. اگرچه گفته و شنیدهها دربارهی گنج قارون بسیار است، كه اغلب هم ناشی از موفقیت خارج از انتظار آن بوده، اما استفادهی فراوان از امكانات زبان محاوره در گفتگوهای فیلم گنج قارون این احتمال را كه شاملو در پروراندن آنها نقش داشته باشد، بیشتر میكند.
در سال 1345 شاملو با همكاری كارگردان مشهور آن سالها ساموئل خاچیكیان فیمنامهی بی عشق هرگز را مینویسد، فیلمی كه در نمایش عمومیاش با شكست روبهرو میشود.
در همان سال شاملو، فیلمنامهی دیگری برای كارگردانی ناصر ملك مطیعی با عنوان فرار از حقیقت مینویسد و خود نیز دقایقی در این فیلم بازی میكند، كه احتمالاً نخستین حضور شاملو دربرابر دوربین سینما است.
گویا شاملو در تحویل بهموقع سناریوها به مدیران استودیو یا کارگردانها بیتوجه بوده، که این مساله عدم رغبت وی را به سناریو نویسی میرساند. اما بهخاطر قوت کار و دیالوگنویسی ویژهیی که تنها شاملو از پس آن برمیآمده، مورد اعتراض قرار نمیگرفت.
گفته میشود زمانی که ساموئل خاچیکیان فیلمنامهی خداحافظ تهران را آماده کرده بود تا در استودیو میثاقیه جلوی دوربین ببرد، مهدی میثاقیه شرط تهیهی و تولید فیلم را تنظیم فیلمنامه و دیالوگها توسط شاملو قرار میدهد.
در سال 1345 نیز شاملو همراه با یداله رویایی (شاعر) مسئولیت انتشار مجلهی هنر و سینما (بارو) را بر عهده میگیرند. كه به فراخور نامش، یحتمل مقالاتی نیز در بارهی سینما منتشر میكرد. با توجه به حضور فروغ فرخزاد، هوشنگ كاووسی و جمعی دیگر از شاعران و نویسندگان نامدار آن روزگار در تحریریهی این مجله به نظر میرسد شاملو بیشتر در قسمت ادبی آن فعال بوده باشد تا سینمایی.
در سال 1347 همكاری دیگر شاملو با خاچیكیان شكل میگیرد. در این سال شاملو فیلمنامهی ناموفق من هم گریه كردم را مینویسد.
بهجز نمونههای ذكر شده و فیلمنامههای فیلمفارسیهای دیگری كه احتمالاً رد حضور شاملو از آنها به خواست خودش و به دلایل ذكر شده، پاك شده است، همكاری شاملو با پرویز صیاد در فیلم درخشان بنبست قابل ذكر است. در صحنههایی از فیلم بنبست به حضور شاملو و جوانان علاقهمند ادبیات و هنر در كافه نادری آن سالها اشاره میشود. در طول این فیلم دو بار صدای احمد شاملو كه شعر بر سرمای درون را میخواند شنیده میشود.
سینما حقیقت
حضور احمد شاملو در سینمای مستند ایران مقولهای است كه تاكنون توجه خاصی به آن نشده است و غالباً به فیلمنامههای تجاری شاملو برای نشان دادن نقش و كارهای او در سینما اكتفا كردهاند.
بادجن محصول 1348 به كارگردانی ناصر تقوایی یكی از مهمترین و بحثانگیزترین مستندهای تاریخ سینمای ایران است. فیلم باد جن به مراسم دفع زار یا باد جن در بندر لنگه میپردازد. روایت شاعرانه و تاثیر گذار فیلم با صدای دورگه و لرزان احمد شاملو بیان شده است.
شاملو خود نیز اقدام به ساخت فیلمهای مستند با گرایش قومنگارانه كرده است؛ اما از آنجا كه این فیلمها را نه كاملاً بنا بر علایق شخصی كه به سفارش تلوزیون ساخته است، همواره به آنها مانند كارهایی اداری و عاری از خلاقیت نگاه میكرد. از آنجمله فیلمهای آقا قلیچ داماد میشه، پاوه، رقص دیلمانی، رقص قاسمآبادی، رقص تركمن، عروسی در داراب كلایه، گیله مردی، مراسم صوفیان، ورزا جنگ، یالانچی پهلوان و یاور سری را میتوان نام برد كه همهگی در سالهای پایانی دههی 40 و آغاز دههی 50 ساخته شدهاند. این مستندهای كوتاه روایتی ساده و واقعگرا از همان موضوعی هستند كه عنوان فیلم را نیز شامل میشود.
در سال 1351 منوچهر طبری که مستند سازی قوم پژوه است در جریان سفری به خطه ی خراسان و منطقهی بجنورد و قوچان، با احمد شاملو همسفر میشود. و آنطور که همایون امامی در کتاب سینمای مردم شناختی ایران اشاره دارد، شاملو در این سفر در مقام تهیه کننده، طبری را به مثابهی فیلمبردار و هوشنگ کاووسی را نیز به عنوان کارگردان همراهی میکند. شاملو در طی این سفر که یک ماه به طول میانجامد؛ تاثیر فراوانی بر طبری میگذارد. فیلمهایی که در این سفر میسازند، درمورد رقصهای فولکلوریک منطقه است که پیشتر به آنها اشاره شد. این فیلمها در شهرها، روستاها و مناطقی چون: بجنورد، اسفراین، آش خانه و روستای بشقارداش فیلمبرداری شدهاند. در این سفر شاملو برای طبری از تجربهی ناموفق خود در فیلمبرداری از دراویش قادری سخن میگوید و اینکه چهگونه سالها پیشدر منطقهای به نام شیخ ویس از توابع پاوه به قصد فیلمبرداری از دراویش و سماع آنان دست به دوربین میبرد؛ که با مخالفت اعتراضآمیز دراویش روبهرو میشود و گروه فیلمبرداری و شاملو بر اثر تهاجم دراویش ناگزیر از فرار میشوند. شاملو در آن سفر از طبری میخواهد که اگر توانست روزی به آنجا برود و از خلسه و سماع درویشان فیلمبرداری کند. کاری که سرانجام طبری آن را در سال 1365 انجام میدهد و وقتی نوبت به نامگذاری فیلم می رسد، طبری به دیدار شاملو می شتابد. استاد در بستر بیماری است. وقتی علت آمدن طبری را میفهمد؛ از او میخواهد که دیوان حافظ را بیاورد. و از آن میان تفالی بزند. و بر این اساس نام فیلم مطرب عشق گذاشته میشود.
جعبهی جادو
احمد شاملو علاوه بر ساخت چند فیلم مستند كوتاه در تلویزیون نیز سناریوی مجموعه تخت جمشید را بر اساس نوشتهی صادق هدایت برای كارگردانی مرتضی علوی مینویسد.
در قسمتهای مختلف مجموعهی مثنوی معنوی نیز كه زندهیاد علی حاتمی آنها را در سال 1353 برای تلویزیون ساخته است، صدای احمد شاملو آن را همراهی میكند.
محصول زمان
حاصل دو دهه حضور پیدا و پنهان برجستهترین شاعر معاصر در سینمای ایران، همكاری در ساخت یك فیلم بلند داستانی و یك فیلم كوتاه مستند و دو مجموعهی تلویزیونی، كارگردانی 11 فیلم كوتاه مستند و ساخت یك فیلم بلند داستانی، و نوشتن دستكم 11 فیلمنامه كمابیش موفق برای سینمای فارسی است. نتیجهای كه بیش از هر چیز نمایانگر زمانهی زیستن شاملو، مصائب یك شاعر برای گذران زندگی در آن زمان و نشان دهندهی اوج سانسور و اختناق در حكومت پهلوی بود؛ چرا كه شاعری برای امرار معاش مجبور به فعالیت در سینمای مبتذل وقت شده و جلو باروری استعدادهای سینماییاش، آنچنان كه فیلمهای مستند شاملو مشهود است، بدین طریق گرفته میشود. با این همه میتوان گفت كه اگرچه حضور احمد شاملو در سینمای ایران درخشان نیست، اما از بسیاری جهات در خور توجه است.
آخرین حضور شاملو نه در پشت دوربین بلکه برابر آن بود؛ بهمن مقصودلو، منتقد فيلم و تهيهکننده فيلمهای کوتاه و مستند در سال ۲۰۰۰ با کمک برادرش بهروز مقصودلو و به کارگردانی مسلم منصوری فیلم مستندی از شاملو با نام احمد شاملو، شاعر بزرگ آزادی تهیه کرد. اگرچه نسخهی دیگری از این فیلم نیز بعدها بر اثر اختلاف تهیهکنندگان با کارگردان ارائه شد که ناماش آن پرسش سوزان است. معالوصف این فیلم مستند ویدئویی تنها فیلم مستندی است که دربارهی احمد شاملو در زمان حیاتش ساخته شده است.
در این مقـاله از مـنابع زیر اسـتفاده شده است:
تاریخ سینمای استاد جـمال امـید، جلد نخسـت
سـینمای مـردم شـناختی ایران، همایون امامی
نیم قرن خاطرات سینمای ایران، حسن شریفی و سایر مـقـالات و مراجع اینترنتی و چـند وبـلاگ |