عاشورای حسینی
خداوندا:
عجب صبری زینب (س) داشت!

![]() |
عناوين مطالب وبلاگ | آرشيو وبلاگ | پست الکترونيک | صفحه نخست |
خداوندا:
عجب صبری زینب (س) داشت!

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون

فقيه عالیقدر
آيت الله آقاي حاج شيخ حسينعلي منتظري
رحمي الله عليه
به ملکوت اعلا پیوست

من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روي عشق و علاقه مي رقصند ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند .
به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور مي تازد، با دروغ مي بازدو با عشق مي ميرد .
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست.
عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگي کني.
اگر مثل گاو گنده باشي، ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي، بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي، سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند.
آن روز که همه به دنبال چشم زيبا هستند، تو به دنبال نگاه زيبا باش.

تحفه ی عيد قربان
شوق دیدار قرار از دل ِ بیمار زدست
هی به تن ، حال ِ دل ِ زار نبینی چه نشست
گفتمش خیز به پا موسم ِ حج ، چون دگران
خانه را سیر تماشا ، دلِ معشوقه پرست
تن سبک سر ، من و این راه چه دشوار و دراز
کی بلد هیچ مناسک که به دستور شده ست
دل شتابان ، ز چه دشوار مبادا به هراس
پیچ و خم نیست ، چه هموار نه بالاش نه پست
اول ِ کار به نیّت ، که من اش خوب و روان
داند او حرف و سخن های من از روز الست
رختِ احرام چه خوب است تن آلوده چرا
هر چه پیرایه رها ، خویشتن از بوده و هست
لب به لبیک عجب حال و هوا از سر لطف
وقت رقص آمده میدان به سماعست به مست
این مقامی که نمازش به تو فرموده بجا
جای پا جای خلیل است که بت هاش شکست
هفت اگر سعی به هفتاد مبادا نرسی
نا امید از چه ، به امید کمر باید بست
وقت ِ قربانی و تقصیر ، من از سینه برون
غرقه در خون ، تو به تیغ از سر پیمان نه گسست
بی نشان با دل خود خنده زنان گفت که هی !
دل اگر این ، ز تو صد بار دلم خسته و خست
اردکان شب عید قربان
شمس الدین عراقی

سِر محمد اقبال لاهوری، یا علامه اقبال (به هندی: मुहम्मद इक़बाल، به اردو: سر علامہ محمد اقبال) (۳ ذیقعدهٔ ۱۲۹۴/۹ نوامبر ۱۸۷۷ تا ۲۱ آوریل ۱۹۳۸)، شاعر، فیلسوف، سیاستمدار و متفکر مسلمان هندی بود، که اشعار زیادی نیز به زبان فارسی و اردو سرودهاست. اقبال نخستین کسی بود که ایدهٔ یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد که در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال در این کشور به طور رسمی «شاعر ملی» خوانده میشود.
زندگی:
اقبال در سیالکوت، که امروزه در ایالت پنجاب پاکستان واقع شدهاست، به دنیا آمد. نیاکان او از قبیله سپروی برهمنان کشمیر بودند و در سده هفدهم میلادی، حدود دویست سال پیش از تولد او، اسلام آورده بودند. پدر او مسلمانی دیندار بود. اقبال قرآن را در یکی از مساجد سیالکوت آموخت و دوران راهنمایی و دبیرستان خود را در اسکاچمشن کالج (Scoth Mission College) گذراند. تحصیلات او در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۸۹۹م با رتبه اول از دانشگاه پنجاب دریافت کرد. وی پس از آن دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ مدرک دکترای خود را در رشتهٔ فلسفه گرفت.
اقبال در دورهٔ کارشناسی ارشد با توماس آرنولد ارتباط نزدیکی پیدا کرد و در اروپا نیز با با ادوارد براون و نیکلسون مراودات علمی داشت.
فعالیتهای سیاسی:
اقبال در دوران جنگ جهانی اول در جنبش خلیفه که جنبشی اسلامی بر ضد استعمار بریتانیا بود، عضویت داشت. وی با مولانا محمد علی و محمد علی جناح همکاری نزدیک داشت. وی در سال ۱۹۲۰ در مجلس ملی هندوستان حضور داشت اما از آنجا که گمان میکرد در این مجلس اکثریت با هندوها است پس از انتخابات ۱۹۲۶ وارد شورای قانونگذاری پنجاب شد که شورایی اسلامی بود و در لاهور قرار داشت. در این شورا وی از پیشنویس قانون اساسی که محمد علی جناح برای احقاق حقوق مسلمانان نوشته بود حمایت کرد. اقبال در ۱۹۳۰ به عنوان رئیس اتحادیه مسلمانان در الله آباد و سپس در ۱۹۳۲ در لاهور انتخاب شد.
چهرهٔ فرامرزی اقبال:
اقبال همواره کوشیدهاست که مردم را آگاه کرده و از بند استعمار برهاند؛ ازاین رو نگاهی ژرف به کشورهای استعمارشدهٔ اسلامی پیرامون خود داشت و با نظر به ویژگیهای سیاسی آن زمان واندیشههای اسلامی، او پذیرش ویژهای پیدا کرد. دلیل دیگر چهرهٔ فرامرزی وی را میتوان در پیوستگی فرهنگی و تاریخی و مذهبی کشورش با برخی کشورهای همسایه مانند ایران و افغانستان دانست.
اقبال و ایران:
اقبال یکی از نامورترین و سرشناسترین شاعرپارسیگوی غیرایرانی در ایران است که نظیر شاعر بزرگی همانند بیدل دهلوی پذیرش ویژهای در ایران یافتهاست.(این در حالی است که تفاوت شهرت بیدل در دیگر کشورها و ایران به اندازهای است که نمیتوان با هم سنجید.)از کل ۱۲ هزار بیت شعری که توسط اقبال سروده شدهاست ۷۰۰۰ بیت آن فارسی است. شریعتی در جائی وی را ایرانی ترین خارجی و شیعه ترین سنی خطاب کردهاست. تز دکترای وی مربوط به سیر حکمت در ایران بودهاست و وی آرزو داشت تهران روزی جایگاه ژنو در اروپا را پیدا کند. شاید بنیادیترین دلیل شهرت اقبال در ایران چهرهٔ مذهبی او باشد چون بار نخست از سوی مذهبیها(مانند مطهری و شریعتی) شناسانده شد. هرچند که اقبال بیگمان دلبستگی فراوانی به ایران داشتهاست و برخی از ملیگرایان نیز آن را ستودهاند ولی بیشتر گمان میرود که اینان برای همسو کردن خود با دیگران این کار را کردهاند ودلیلهایی که برای ستودن اقبال آوردهاند چندان استوار نیست. مهمترین اقبال شناس ایرانی آقای دکتر ملکی است که بقول خودش ده هزار صفحه مطلب در مورد اقبال نوشته و منتشر کردهاست.
اقبال و فلسفه:
اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. از نظر وی از آنجا که روح قرآن به امور عینی توجه داشت و فلسفهٔ یونانی به امور نظری میپرداخت، کوشش مسلمانان برای قهم قرآن از منظر تعالیم یونانی بفهمند محکوم به شکست است.
در باب فهم تجربی و پوزیتیو او معتقد است که اندیشهٔ مسلمانانی مانند ابنحزم در خصوص ادراکات حسی بهعنوان منبع شناخت و ابنتیمیه در تبین اهمیت روش استقرا، کندی در خصوص احساس متناسب با انگیزه و استعمال آن در روانشناسی، مقدمات نظری مباحث تجربی جدید غرب را پدید آورد. اقبال شکوفایی روش تجربه و مشاهده را در تمدن اسلامی در نتیجهٔ جدال ممتد با اندیشهٔ یونانی میداند. وی در تأیید پیشگامی مسلمین در روش تجربی شاهد مثالهایی را از آثار و نظریههای علمی جاحظ و مسکویه در نظریهٔ تکامل، بیرونی در ریاضیات و مسئلهٔ زمان، خوارزمی در جبر و اعداد و عراقی و خواجه محمد پارسا در روانشناسی دینی ذکر میکند.
دلبستگی و وابستگی اقبال به مولانا را میشود از جنس همان عشق پرسوز و گدازی دانست که خود مولانا را به شمس او مجذوب کردهاست:
به کام خود دگر آن کهنه میریز که با جامش نیرزد ملک پرویز
ز اشعار جلالالدّین رومی به دیوار حریم دل بیاویز
سراپا درد و سوز آشنائی وصال او زباندان جدائی
جمال عشق گیرد از نی او نصیبی از جلال کبریائی
بهروی من در دل بازکردند ز خاک من جهانی سازکردند
ز فیض او گرفتم اعتباری که با من ماه و انجم سازکردند
خودی تا گشت مهجور خدائی به فقر آموخت آداب گدائی
ز چشم مست رومی وامکردم سروری از مقام کبریائی
انتقادات:
گروهی از روشنفکران به این مسئله که اقبال مفهوم ابرمرد نیچه را مقبول دانسته خرده گرفتهاند. باور به مفهوم اَبَرمرد در توصیفات اقبال در مورد خودمحوری، خود بودن و احیاء تمدن اسلامی بازتاب یافتهاست. تشویق اقبال به بازگشت اسلام به صحنه سیاست و ضدیت با تمدن غرب و رد دستاوردهای فرهنگی و علمی غرب از دیگر مسائل مورد انتقاد گروههایی از اندیشمندان است. چندین تن از دانشوران توصیفات شاعرانه او از زندگی کاملاً مطابق با قوانین اسلام را غیرعملی دانسته و آن را بیاعتنایی و بیاحترامی به جوامع گوناگون با میراث متنوع فرهنگی بشر میدانند. در نظر بسیاری پافشاری اقبال بر یگانگی اسلامی و جدایی فرهنگی از دیگران به همزیستی جوامع بشری لطمه میرساند.
در حالیکه در حوزه زبانی اردو از او به عنوان شاعری بزرگ یاد میشود ولی باور عمومی بر اینست که اشعار اردوی اقبال نسبت به آثار اولیه فارسی او ضعیفترند و الهامبخشی، نیرو و سبک لازم را دارا نیستند.
آثار:
ناله یتیم نخستین اثر اقبال بود و وی آن را در سال ۱۸۹۹ در جلسه سالیانه انجمن حمایتالاسلام در لاهور خواند. آثار اقبال به طور کلی عبارتاند از:
علمالاقتصاد: نخستین کتاب درباره اقتصاد به زبان اردو، چاپ ۱۹۰۳ در لاهور.
تاریخ هند
اسرار خودی (منظوم، فارسی)
رموز بیخودی (منظوم، فارسی)
پیام مشرق (منظوم، فارسی)
بانگ درا
زبور عجم (منظوم، فارسی)
جاویدنامه (منظوم، فارسی)
پس چه باید کرد ای اقوام شرق (منظوم، فارسی)
احیای فکر دینی در اسلام (انگلیسی)
توسعهٔ (سیر) حکمت در ایران (انگلیسی)
مثنوی مسافر
بال جبرئیل
ضرب کلیم
ارمغان حجاز
یادداشتهای پراکنده
دوبيتیها
سحر در شاخسار بوستانی
چه خوش میگفت مرغ نغمهخوانی
برآور هرچه اندر سينه داری
سرودی، نغمهای، آهی، فغانی
سحر میگفت بلبل باغبان را
در اين گِل جز نهال غم نگيرد
به پيری میرسد خار بيابان
ولی گُل چون جوان گردد بميرد
چه میپرسی ميان سينه دل چيست؟
خرد چون سوز پيدا کرد دل شد
دل از ذوق تپش دل بود ليکن
چو يک دم از تپش افتاد گِل شد
کنشت و مسجد و بتخانه و دير
جز اين مشت گلی پيدا نکردی!
ز بند غير نتوان جز به دل رَست
تو ای غافل! دلی پيدا نکردی
همدم و بيگانه
ای چو جان اندر وجود عالمی
جان ما باشی و از ما میرمی
نغمه از عود تو در ساز حيات
موت در راه تو محسود حيات
باز، تسکين دل ناشاد شو
باز اندر سينهها آباد شو
باز از ما خواه ننگ و نام را
پختهتر کن عاشقان خام را
از تهیدستان رخ زيبا مپوش
عشق سلمان و بلال ارزان فروش
کوه آتشخيز کن اين کاه را
ز آتش ما سوز غيرالله را
رشتهی وحدت چو قوم از دست داد
صد گره بر روی کار ما فتاد
ما پريشان در جهان چون اختريم
همدم و بيگانه از يکديگريم
باز اين اوراق را شيرازه کن
باز آيين محبت تازه کن
باز ما را بر همان خدمت گمار
کار خود با عاشقان خود سپار
رهروان را منزل تسليم بخش
قوت ايمان ابراهيم بخش
و این شعرش زیبایست که همیشه مرا به این تفکر وا میدارد که اقبال در چه هوای بود که این شعر را سرود!
مريم و زهرا (س)
مريم از يک نسبت عيسی عزيز
از سه نسبت حضرت زهرا عزيز
نور چشم رحمةللعالمين
آن امام اولين و آخرين
آن که جان در پيکر گيتی دميد
روزگار تازه آيين آفريد
بانوی آن تاجدار هل اتی
مرتضی، مشکلگشا، شير خدا
پادشاه و کلبهای ايوان او
يک حسام٤ و يک زره سامان او
مادر آن مرکز پرگار عشق
مادر آن کاروان-سالار عشق
آن يکی شمع شبستان حرم
حافظ جمعيت خيرالامم
تا نشيند آتش پيکار و کين
پشت پا زد بر سر تاج و نگين
وان دگر مولای ابرار جهان
قوت بازوی احرار جهان
در نوای زندگی، سوز از حسين
اهل حق، حرّيتآموز از حسين
مزرع تسليم را حاصل بتول
مادران را اسوهی کامل بتول
بهر محتاجی دلش آنگونه سوخت
با يهودی چادر خود را فروخت
...آن ادب پروردهی صبر و رضا
آسياگردان و لب قرآنسرا
اشک او برچيد جبريل از زمين
همچو شبنم ريخت بر عرش برين ...

آلبوم جدید و بسیار زیبای محسن نامجو به نام اوی ( آخ )
در این آلبوم گلشیفته فراهانی به عنوان همخوان و نوازنده پیانو با نامجو همکاری دارد
به گفته خود محسن سایر نوازندگان کار موزیسین های ایتالیایی هستند
| 01 – Hammash |
[ Download ] |
| 02 – Shams | [ Download ] |
| 03 – Dela didi | [ Download ] |
| 04 – Qashqai | [ Download ] |
| 05 – Binazir | [ Download ] |
| 06 – Khan baji | [ Download ] |
| 07 – Cielito Lindo | [ Download ] |
| 08 – Gladiators | [ Download ] |
شاهین نجفی (۱۳۵۹-) ترانهسرا، نوازنده گیتار و خوانندهٔ ایرانی مقیم آلمان
شاهین زاده سال ۱۳۵۹ در بندر انزلی است و در گیلان زندگی میکرده است. او دانشجوی رشتهٔ جامعه شناسی بوده که به دلیل ابراز عقیده موفق به پایان تحصیلاتش نشده است. و به قول خودش «جامعه شناسی را در جامعه فرا گرفته، نه در دانشگاه». او از نوجوانی به سرودن شعر و ترانه روی آورد و ساز گیتار را در سبکهای کلاسیک و فلامنکو آموخت. او آواز خواندن را، ابتدا در سبکهای راک و اسپانیولی در ایران به صورت زیرزمینی آغاز کرد و با چند گروه مختلف همکاری کرده است.
پیش از مهاجرت به آلمان مدتی سرپرست يک گروه موسیقی زیرزمینی در ايران بود و در آلمان سرپرست گروهی به نام «اينان». آخرین گروهی که با آن همکاری میکند، گروه تپش ۲۰۱۲ است. با پیوستن او به این گروه و اجرای شعرهای سیاسی-اجتماعیاش، تپش ۲۰۱۲ بیش از پیش مورد استقبال مخاطبان و رسانههای فارسیزبان قرار گرفته است شاهین نجفی از ابتدای سال ۲۰۰۹ به همکاری خود با این گروه پایان داد.
در ترانههای شاهین نجفی، آمیزهای از اعتراض به حکومت مذهبی، فقر، زنستیزی، سانسور و اعتیاد را میتوان دید. او تلاش میکند که عناصر شاعرانه و ادبی و اصطلاحهای فلسفی و سیاسی در ترانههایش حضور داشته باشند.
شاهین نجفی
اطلاعات هنرمند
تولد بندر انزلی
اصل/ملیت ایرانی
سبکها رپ فارسی
فعالیت(ها) نوازنده، ترانهسرا و خواننده
سازهای برجسته
وکال، گیتار
برخی از ترانه های شاهین نجفی:
حاجی ما آخر خطیم ترانهای است شامل انتقاد از تفکری که در جامعه ریشه دواندهاست.
فحش بده ترانهای است درباره فشارهایی که به وی وارد شدهاست.
ما مرد نیستیم ترانهای است که از طرف وی به جنبش زنان ایران تقدیم شدهاست.
عمو کریس تاوون داره کریس دیبرگ خواننده معروف انگلیسی زبان چندی پیش طی سفر به ایران و برای اولین مجوز اجرای کنسرت یک خواننده غربی در ایران پس از انقلاب اینگونه میگوید «تهران امروز از نیویورک و لندن امن تر است». این ترانه اعتراضی است به این گفته کریس دی برگ.
بامداد برای بامداد ترانهای است که به یاد احمد شاملو سروده و اجرا شدهاست.
آوازه خوان در خون ترانهای است اعتراض آمیز به یاد فریدون فرخزاد همراه با انتقاد به کشته شدن او.
حرفِ زن ترانهای است درباره حقوق زنان.
زندگی سگی ترانهای است که به انتقادی کنایه گونه از زندگی امروز ایرانیان میپردازد.
ما شرریم ترانهای است در اعتراض به رپرهایی که فقط از پارتی و سکس میخوانند. طوری که میگوید:
پسر حاجی نبودیم که از شکم سیری بگیم چشا باز، تیز نگن یه وقت بی غیرتیم
رپ ما رپ تلویزیون تپش نیست رپ سرخوشی و آجیل و کیشمیش نیست
رپ درد و بند و زجر و زندونه اونی که اینا رو کشیده حرفمو میدونه
نجفی در قسمتی از این آهنگ نیز به انتقاد از برنامه شوک بر آمده و میگوید:
میخواین رپ و خراب کنین بگین فقط فحشه پاش برسه میدیم ولی یه معنیی توشه
میخواین رپ و خفه کنین بگین طالبش نیست چرا چون خالتورین، خوب اینکه مشکل نیست
من خرم ترانهای است درباره دانشجویان و مشکلاتی که برای آنها در جمهوری اسلامی بهوجود آمدهاست.
ندا ترانهای است درباره اتفاقاتی که بعد از22 خرداد در ایران افتاده و در طی آن ندا آقا سلطان به ضرب گلوله کشته شد..
دانلود 11 آهنگ از شاهین نجفی
| ۱- ما مرد نيستيم | ۲- بامداد | ۳- زندگي سگي ما |
| ۴- فحش بده | ۵- عمو کريس | ۶- حرف زن |
| ۷- آوازه خوان در خون | ۸- ما آخر خطيم | ۹- ما شريم |
| ۱۰- دادا کجايي |
۱۱- چيز |
و اینهم آلبوم ایلوسیون آخرین کار شاهین نجفی
| ۱- وقتی خدا خوابه | ۲- حرف زن | ۳- آخرین زمان | ۴- حسن من | ۵- هامون |
| ۶- همه چی دروغه | ۷- طرف من | ۸- سارینا | ۹- اینک آن انسان | ۱۰- من یه دردم |
مرا فردا به بیمارستان، بیماران حاد و روانی خواهند برد من نمی ترسم از آنجا، فقط از نگاه مسموم و ترحم آمیز مردمی میترسم که فکر می کنند عاقلند.
دلم گرفته از آدمهائی که میگن دوستت دارن اما معنی شو نمی دونن.
از آدمهائی که میخوان اونا باشی اما خودشون مال تو نیستند
آدمهائی که زیر بارون برات می میرن اما وقتی آفتاب زد همه چی از یادشون میره آدمهائی که میپرسن چی شد اینجا امدی
و هزاران سوال بی جواب
...
خسته نشدی؟
تا کی میخواهی اینجوری تو خودت فرو بروی
چت شده؟
من عاشق شده ام
دیگه چی؟
کم و کسری نداری، راحتی؟
سر پیری عاشق شده ای
آره عاشق یه دختر مثل فروغ
پشت هم سیگار میکشه
خوب تو هم بکش
آخه من ترک کردم
خوب برو خودت رو بکش
اگه از ترس حرف مردم نبود
تا حالا صد دفعه خودم رو دار زده بودم
به خاطر فروغ؟
نه به خاطر دروغ
دروغ چرا؟
....
بر گرفته از کتاب پشت پرچین افق بقلم کامران زراسوند
دانلود کلیپ کوچه تقدیر از کامران زراسوند
دانلود آهنگ کوچه تقدیر mp3 با صدای کامران زراسوند
تقدیم به دوست نویسند، شاعر ، ترانه سرا و خواننده کامران زر اسوند