تبليغاتX
عناوين مطالب وبلاگ آرشيو وبلاگ پست الکترونيک صفحه نخست
انسانم آرزوست

انسانم آرزوست

اقبال لاهوری

سِر محمد اقبال لاهوری، یا علامه اقبال (به هندی: मुहम्मद इक़बाल، به اردو: سر علامہ محمد اقبال) (‏۳ ذیقعدهٔ ۱۲۹۴/‏۹ نوامبر ۱۸۷۷ تا ۲۱ آوریل ۱۹۳۸)، شاعر، فیلسوف، سیاست‌مدار و متفکر مسلمان هندی بود، که اشعار زیادی نیز به زبان فارسی و اردو سروده‌است. اقبال نخستین کسی بود که ایدهٔ یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد که در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال در این کشور به طور رسمی «شاعر ملی» خوانده می‌شود.

 زندگی:

اقبال در سیالکوت، که امروزه در ایالت پنجاب پاکستان واقع شده‌است، به دنیا آمد. نیاکان او از قبیله سپروی برهمنان کشمیر بودند و در سده هفدهم میلادی، حدود دویست سال پیش از تولد او، اسلام آورده بودند. پدر او مسلمانی دیندار بود. اقبال قرآن را در یکی از مساجد سیالکوت آموخت و دوران راهنمایی و دبیرستان خود را در اسکاچ‌مشن کالج (Scoth Mission College) گذراند. تحصیلات او در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۸۹۹م با رتبه اول از دانشگاه پنجاب دریافت کرد. وی پس از آن دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ مدرک دکترای خود را در رشتهٔ فلسفه گرفت.

اقبال در دورهٔ کارشناسی ارشد با توماس آرنولد ارتباط نزدیکی پیدا کرد و در اروپا نیز با با ادوارد براون و نیکلسون مراودات علمی داشت.

اقبال لاهوری * انسانم آرزوست* www.abbasd.blogfa.com

فعالیت‌های سیاسی:


اقبال در دوران جنگ جهانی اول در جنبش خلیفه که جنبشی اسلامی بر ضد استعمار بریتانیا بود، عضویت داشت. وی با مولانا محمد علی و محمد علی جناح همکاری نزدیک داشت. وی در سال ۱۹۲۰ در مجلس ملی هندوستان حضور داشت اما از آنجا که گمان می‌کرد در این مجلس اکثریت با هندوها است پس از انتخابات ۱۹۲۶ وارد شورای قانونگذاری پنجاب شد که شورایی اسلامی بود و در لاهور قرار داشت. در این شورا وی از پیش‌نویس قانون اساسی که محمد علی جناح برای احقاق حقوق مسلمانان نوشته بود حمایت کرد. اقبال در ۱۹۳۰ به عنوان رئیس اتحادیه مسلمانان در الله آباد و سپس در ۱۹۳۲ در لاهور انتخاب شد.

 

چهرهٔ فرامرزی اقبال:


اقبال همواره کوشیده‌است که مردم را آگاه کرده و از بند استعمار برهاند؛ ازاین رو نگاهی ژرف به کشورهای استعمارشدهٔ اسلامی پیرامون خود داشت و با نظر به ویژگی‌های سیاسی آن زمان واندیشه‌های اسلامی، او پذیرش ویژه‌ای پیدا کرد. دلیل دیگر چهرهٔ فرامرزی وی را می‌توان در پیوستگی فرهنگی و تاریخی و مذهبی کشورش با برخی کشورهای همسایه مانند ایران و افغانستان دانست.

اقبال و ایران:

اقبال یکی از نامورترین و سرشناس‌ترین شاعرپارسی‌گوی غیرایرانی در ایران است که نظیر شاعر بزرگی همانند بیدل دهلوی پذیرش ویژه‌ای در ایران یافته‌است.(این در حالی است که تفاوت شهرت بیدل در دیگر کشورها و ایران به اندازه‌ای است که نمی‌توان با هم سنجید.)از کل ۱۲ هزار بیت شعری که توسط اقبال سروده شده‌است ۷۰۰۰ بیت آن فارسی است. شریعتی در جائی وی را ایرانی ترین خارجی و شیعه ترین سنی خطاب کرده‌است. تز دکترای وی مربوط به سیر حکمت در ایران بوده‌است و وی آرزو داشت تهران روزی جایگاه ژنو در اروپا را پیدا کند. شاید بنیادی‌ترین دلیل شهرت اقبال در ایران چهرهٔ مذهبی او باشد چون بار نخست از سوی مذهبی‌ها(مانند مطهری و شریعتی) شناسانده شد. هرچند که اقبال بی‌گمان دلبستگی فراوانی به ایران داشته‌است و برخی از ملی‌گرایان نیز آن را ستوده‌اند ولی بیشتر گمان می‌رود که اینان برای همسو کردن خود با دیگران این کار را کرده‌اند ودلیل‌هایی که برای ستودن اقبال آورده‌اند چندان استوار نیست. مهم‌ترین اقبال شناس ایرانی آقای دکتر ملکی است که بقول خودش ده هزار صفحه مطلب در مورد اقبال نوشته و منتشر کرده‌است.

 

اقبال و فلسفه:


اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاری‌ها از اعتماد به یونانی‌ها ناشی شده است. از نظر وی از آن‌جا که روح قرآن به امور عینی توجه داشت و فلسفهٔ یونانی به امور نظری می‌پرداخت، کوشش مسلمانان برای قهم قرآن از منظر تعالیم یونانی بفهمند محکوم به شکست است.

در باب فهم تجربی و پوزیتیو او معتقد است که اندیشهٔ مسلمانانی مانند ابن‌حزم در خصوص ادراکات حسی به‌عنوان منبع شناخت و ابن‌تیمیه در تبین اهمیت روش استقرا، کندی در خصوص احساس متناسب با انگیزه و استعمال آن در روان‌شناسی، مقدمات نظری مباحث تجربی جدید غرب را پدید آورد. اقبال شکوفایی روش تجربه و مشاهده را در تمدن اسلامی در نتیجهٔ جدال ممتد با اندیشهٔ یونانی می‌داند. وی در تأیید پیشگامی مسلمین در روش تجربی شاهد مثال‌هایی را از آثار و نظریه‌های علمی جاحظ و مسکویه در نظریهٔ تکامل، بیرونی در ریاضیات و مسئلهٔ زمان، خوارزمی در جبر و اعداد و عراقی و خواجه محمد پارسا در روان‌شناسی دینی ذکر می‌کند.

 

دل‌بستگی و وابستگی اقبال به مولانا را می‌شود از جنس همان عشق پرسوز و گدازی دانست که خود مولانا را به شمس او مجذوب کرده‌است:

به کام خود دگر آن کهنه می‌ریز             که با جامش نیرزد ملک پرویز
ز اشعار جلال‌الدّین رومی                   به دیوار حریم دل بیاویز
سراپا درد و سوز آشنائی                    وصال او زبان‌دان جدائی
جمال عشق گیرد از نی  او                  نصیبی از جلال کبریائی
به‌روی من در دل بازکردند                  ز خاک من جهانی سازکردند
ز فیض او گرفتم اعتباری                   که با من ماه و انجم سازکردند
خودی تا گشت مهجور خدائی              به فقر آموخت آداب گدائی
ز چشم مست رومی وام‌کردم               سروری از مقام کبریائی

انتقادات:


گروهی از روشنفکران به این مسئله که اقبال مفهوم ابرمرد نیچه را مقبول دانسته خرده گرفته‌اند. باور به مفهوم اَبَرمرد در توصیفات اقبال در مورد خودمحوری، خود بودن و احیاء تمدن اسلامی بازتاب یافته‌است. تشویق اقبال به بازگشت اسلام به صحنه سیاست و ضدیت با تمدن غرب و رد دستاوردهای فرهنگی و علمی غرب از دیگر مسائل مورد انتقاد گروه‌هایی از اندیشمندان است. چندین تن از دانشوران توصیفات شاعرانه او از زندگی کاملاً مطابق با قوانین اسلام را غیرعملی دانسته و آن را بی‌اعتنایی و بی‌احترامی به جوامع گوناگون با میراث متنوع فرهنگی بشر می‌دانند. در نظر بسیاری پافشاری اقبال بر یگانگی اسلامی و جدایی فرهنگی از دیگران به همزیستی جوامع بشری لطمه می‌رساند.

در حالیکه در حوزه زبانی اردو از او به عنوان شاعری بزرگ یاد می‌شود ولی باور عمومی بر اینست که اشعار اردوی اقبال نسبت به آثار اولیه فارسی او ضعیفترند و الهام‌بخشی، نیرو و سبک لازم را دارا نیستند.

 

آثار:


ناله یتیم نخستین اثر اقبال بود و وی آن را در سال ۱۸۹۹ در جلسه سالیانه انجمن حمایت‌الاسلام در لاهور خواند. آثار اقبال به طور کلی عبارت‌اند از:

علم‌الاقتصاد: نخستین کتاب درباره اقتصاد به زبان اردو، چاپ ۱۹۰۳ در لاهور.
تاریخ هند
اسرار خودی (منظوم، فارسی)
رموز بیخودی (منظوم، فارسی)
پیام مشرق (منظوم، فارسی)
بانگ درا
زبور عجم (منظوم، فارسی)
جاویدنامه (منظوم، فارسی)
پس چه باید کرد ای اقوام شرق (منظوم، فارسی)
احیای فکر دینی در اسلام (انگلیسی)
توسعهٔ (سیر) حکمت در ایران (انگلیسی)
مثنوی مسافر
بال جبرئیل
ضرب کلیم
ارمغان حجاز
یادداشت‌های پراکنده

دوبيتی‌ها


سحر در شاخسار بوستانی
چه خوش می‌گفت مرغ نغمه‌خوانی
برآور هرچه اندر سينه داری
سرودی، نغمه‌ای، آهی، فغانی


سحر می‌گفت بلبل باغبان را
در اين گِل جز نهال غم نگيرد
به پيری می‌رسد خار بيابان
ولی گُل چون جوان گردد بميرد


چه می‌پرسی ميان سينه دل چيست؟
خرد چون سوز پيدا کرد دل شد
دل از ذوق تپش دل بود ليکن
چو يک دم از تپش افتاد گِل شد


کنشت و مسجد و بت‌خانه و دير
جز اين مشت گلی پيدا نکردی!
ز بند غير نتوان جز به دل رَست
تو ای غافل! دلی پيدا نکردی

 

هم‌دم و بيگانه

ای چو جان اندر وجود عالمی
جان ما باشی و از ما می‌رمی

 
نغمه از عود تو در ساز حيات
موت در راه تو محسود حيات


باز، تسکين دل ناشاد شو
باز اندر سينه‌ها آباد شو


باز از ما خواه ننگ و نام را
پخته‌تر کن عاشقان خام را


از تهی‌دستان رخ زيبا مپوش
عشق سلمان و بلال ارزان فروش


کوه آتش‌خيز کن اين کاه را
ز آتش ما سوز غيرالله را


رشته‌ی وحدت چو قوم از دست داد
صد گره بر روی کار ما فتاد


ما پريشان در جهان چون اختريم
همدم و بيگانه از يک‌ديگريم


باز اين اوراق را شيرازه کن
باز آيين محبت تازه کن


باز ما را بر همان خدمت گمار
کار خود با عاشقان خود سپار


رهروان را منزل تسليم بخش
قوت ايمان ابراهيم بخش

 

 

مريم و زهرا (س)

مريم از يک نسبت عيسی عزيز
از سه نسبت حضرت زهرا عزيز


نور چشم رحمة‌للعالمين
آن امام اولين و آخرين


آن که جان در پيکر گيتی دميد
روزگار تازه آيين آفريد


بانوی آن تاج‌دار هل اتی
مرتضی، مشکل‌گشا، شير خدا


پادشاه و کلبه‌ای ايوان او
يک حسام٤ و يک زره سامان او


مادر آن مرکز پرگار عشق
مادر آن کاروان-سالار عشق


آن يکی شمع شبستان حرم
حافظ جمعيت خيرالامم


تا نشيند آتش پيکار و کين
پشت پا زد بر سر تاج و نگين


وان دگر مولای ابرار جهان
قوت بازوی احرار جهان


در نوای زندگی، سوز از حسين
اهل حق، حرّيت‌آموز از حسين


مزرع تسليم را حاصل بتول
مادران را اسوه‌ی کامل بتول


بهر محتاجی دلش آن‌گونه سوخت
با يهودی چادر خود را فروخت


...آن ادب پرورده‌ی صبر و رضا
آسياگردان و لب قرآن‌سرا


اشک او برچيد جبريل از زمين
هم‌چو شبنم ريخت بر عرش برين ...


 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 20:19  توسط عباس دلفی  | 

دانلود البوم (آخ) از محسن نامجو

 

www.abbasd.blogfa.com  دانلود البوم آخ از محسن نامجو

آلبوم جدید و بسیار زیبای محسن نامجو به نام اوی ( آخ )

در این آلبوم گلشیفته فراهانی به عنوان همخوان و نوازنده پیانو با نامجو همکاری دارد

به گفته خود محسن سایر نوازندگان کار موزیسین های ایتالیایی هستند

 

01 – Hammash

[ Download ]

02 – Shams [ Download ]
03 – Dela didi [ Download ]
04 – Qashqai [ Download ]
05 – Binazir [ Download ]
06 – Khan baji [ Download ]
07 – Cielito Lindo [ Download ]
08 – Gladiators [ Download ]

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 8:51  توسط عباس دلفی  | 

دانلود فول البوم شاهین نجفی

شاهین نجفی (۱۳۵۹-) ترانه‌سرا، نوازنده گیتار و خوانندهٔ ایرانی مقیم آلمان

شاهین زاده سال ۱۳۵۹ در بندر انزلی است و در گیلان زندگی می‌کرده است. او دانشجوی رشتهٔ جامعه شناسی بوده که به دلیل ابراز عقیده موفق به پایان تحصیلاتش نشده‌ است. و به قول خودش «جامعه شناسی را در جامعه فرا گرفته، نه در دانشگاه». او از نوجوانی به سرودن شعر و ترانه روی آورد و ساز گیتار را در سبک‌های کلاسیک و فلامنکو آموخت. او آواز خواندن را، ابتدا در سبک‌های راک و اسپانیولی در ایران به صورت زیرزمینی آغاز کرد و با چند گروه مختلف همکاری کرده است.

پیش از مهاجرت به آلمان مدتی سرپرست يک گروه موسیقی زیرزمینی در ايران بود و در آلمان سرپرست گروهی به نام «اينان». آخرین گروهی که با آن همکاری می‌کند، گروه تپش ۲۰۱۲ است. با پیوستن او به این گروه و اجرای شعرهای سیاسی-اجتماعی‌اش، تپش ۲۰۱۲ بیش از پیش مورد استقبال مخاطبان و رسانه‌های فارسی‌زبان قرار گرفته است شاهین نجفی از ابتدای سال ۲۰۰۹ به همکاری خود با این گروه پایان داد.

در ترانه‌های شاهین نجفی، آمیزه‌ای از اعتراض به حکومت مذهبی، فقر، زن‌ستیزی، سانسور و اعتیاد را می‌توان دید. او تلاش می‌کند که عناصر شاعرانه و ادبی و اصطلاح‌های فلسفی و سیاسی در ترانه‌هایش حضور داشته باشند.

            www.abbasd.blogfa.com شاهین نجفی

شاهین نجفی
اطلاعات هنرمند
تولد بندر انزلی
اصل/ملیت ایرانی 
سبک‌ها رپ فارسی
فعالیت(ها) نوازنده، ترانه‌سرا و خواننده
سازهای برجسته
وکال، گیتار

 

برخی از ترانه های شاهین نجفی:

حاجی ما آخر خطیم ترانه‌ای است شامل انتقاد از تفکری که در جامعه ریشه دواند‌ه‌است. 
فحش بده ترانه‌ای است درباره فشارهایی که به وی وارد شده‌است.

ما مرد نیستیم ترانه‌ای است که از طرف وی به جنبش زنان ایران تقدیم شده‌است.
عمو کریس تاوون داره کریس دی‌برگ خواننده معروف انگلیسی زبان چندی پیش طی‌ سفر به ایران و برای اولین مجوز اجرای کنسرت یک خواننده غربی در ایران پس از انقلاب اینگونه می‌گوید «تهران امروز از نیویورک و لندن امن تر است». این ترانه اعتراضی است به این گفته‌ کریس دی برگ.
بامداد برای بامداد ترانه‌ای است که به یاد احمد شاملو سروده و اجرا شده‌است.
آوازه خوان در خون ترانه‌ای است اعتراض آمیز به یاد فریدون فرخزاد همراه با انتقاد به کشته شدن او.
حرفِ زن ترانه‌ای است درباره حقوق زنان.
زندگی سگی ترانه‌ای است که به انتقادی کنایه گونه از زندگی امروز ایرانیان می‌پردازد.
ما شرریم ترانه‌ای است در اعتراض به رپر‌هایی که فقط از پارتی و سکس می‌خوانند. طوری که می‌گوید:
پسر حاجی نبودیم که از شکم سیری  بگیم چشا باز، تیز نگن یه وقت بی غیرتیم
رپ ما رپ تلویزیون تپش نیست  رپ سرخوشی و آجیل و کیشمیش نیست
رپ درد و بند و زجر و زندونه  اونی که اینا رو کشیده حرفمو میدونه

نجفی در قسمتی از این آهنگ نیز به انتقاد از برنامه شوک بر آمده و می‌گوید:

میخواین رپ و خراب کنین بگین فقط فحشه  پاش برسه میدیم ولی یه معنیی توشه
میخواین رپ و خفه کنین بگین طالبش نیست  چرا چون خالتورین، خوب اینکه مشکل نیست

من خرم ترانه‌ای است درباره دانشجویان و مشکلاتی که برای آنها در جمهوری اسلامی به‌وجود آمده‌است.
ندا ترانه‌ای است درباره اتفاقاتی که بعد از22 خرداد در ایران افتاده و در طی آن ندا آقا سلطان به ضرب گلوله کشته شد..

دانلود 11 آهنگ  از شاهین نجفی

۱- ما مرد نيستيم ۲- بامداد ۳- زندگي‌ سگي‌ ما
۴- فحش بده ۵- عمو کريس ۶- حرف زن
۷- آوازه خوان در خون ۸- ما آخر خطيم ۹- ما شريم
۱۰- دادا کجايي

۱۱- چيز

 

و اینهم آلبوم ایلوسیون آخرین کار شاهین نجفی 

۱- وقتی خدا خوابه ۲- حرف زن ۳- آخرین زمان ۴- حسن من ۵- هامون
۶- همه چی دروغه ۷- طرف من ۸- سارینا ۹- اینک آن انسان ۱۰- من یه دردم
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 12:22  توسط عباس دلفی  | 

بیمار

مرا فردا به بیمارستان، بیماران حاد و روانی خواهند برد من نمی ترسم از آنجا، فقط از نگاه مسموم و ترحم آمیز مردمی میترسم که فکر می کنند عاقلند.

دلم گرفته از آدمهائی که میگن دوستت دارن اما معنی شو نمی دونن.

از آدمهائی که میخوان اونا باشی اما خودشون مال تو نیستند

آدمهائی که زیر بارون برات می میرن اما وقتی آفتاب زد همه چی از یادشون میره آدمهائی که میپرسن چی شد اینجا امدی

و هزاران سوال بی جواب

...

خسته نشدی؟

تا کی میخواهی اینجوری تو خودت فرو بروی

چت شده؟

من عاشق شده ام

دیگه چی؟

کم و کسری نداری، راحتی؟

سر پیری عاشق شده ای

آره عاشق یه دختر مثل فروغ

پشت هم سیگار میکشه

خوب تو هم بکش

آخه من ترک کردم

خوب برو خودت رو بکش

اگه از ترس حرف مردم نبود

تا حالا صد دفعه خودم رو دار زده بودم

به خاطر فروغ؟

نه به خاطر دروغ

دروغ چرا؟

....

بر گرفته از کتاب پشت پرچین افق بقلم کامران زراسوند

دانلود کلیپ کوچه تقدیر از کامران زراسوند

دانلود آهنگ کوچه تقدیر mp3 با صدای کامران زراسوند

 

تقدیم به دوست نویسند، شاعر ، ترانه سرا و خواننده کامران زر اسوند 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 14:59  توسط عباس دلفی  | 

امام علی(ع)

                از علی آموز اخلاص عمل

                  www.abbasd.blogfa.com امام علی (ع)

بزرگترین گناه ترس است.                 بزرگترین تفریح کاراست.     

بزرگترین بلاناامیدی است.                 بزرگترین شجاعت صبراست.

بزرگترین استادتجربه است.                بزرگترین اسرارمرگ است.

بزرگترین افتخارایمان است.                بزرگترین سودفرزندنیک است.

بزرگترین هدیه گذشت است.                بزرگترین سرمایه اعتمادبه نفس است.

                                                                          (امام علی)

 

ممنون از آقا نوید


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 21:0  توسط عباس دلفی  | 

به آن که دوست تر داشته به آن برسد

خبر به دورترین نقطه جهان برسد
نخواست او به من خسته ، بی گمان برسد
                    شکنجه بیشتر از این ؟ که پیش چشم خودت
                    کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
چه می کنی ؟ اگر او راخواستی یه عمر
به راحتی کسی از راه ، ناگهان برسد، .......
                    رها کنی برود از دلت جدا باشد
                    به آن که دوست تر داشته به آن برسد
رها کنی برود و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
                   گلایه ای نکنی ، بغض خویش را بخوری
                   که هق هق تو نکند به گوششان برسد
خدا کند ......نه نفرین نمی کنم
نکند به او که عاشق او بوده ام زیان برسد
                   خدا کند که فقط این عشق از سرم برود
                   خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

 http://abbasd.blogfa.com جدایی

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 8:22  توسط عباس دلفی  | 

فرهاد مرهاد

 

www.abbasd.blogfa.com  سالروز درگذشت فرهاد مهراد 

 

                                               

سالگرد درگذشت فرهاد مهراد

                                                 

فرهاد مِهراد:

فرهاد مِهراد (۲۹ دی ۱۳۲۲، تهران - ۹ شهریور^ ۱۳۸۱، پاریس) معروف به فرهاد؛ خواننده، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ ایرانی بود. از معروف‌ترین آهنگ‌های او می‌توان به «جمعه»، «کودکانه»، «وحدت»، «گنجشکک اشی مشی» و «شبانه» اشاره کرد.

زندگی‌نامه:

 سال‌های کودکی:
فرهاد ۲۹ دی ۱۳۲۲ در تهران متولد شد. پدرش رضا مهراد، کاردار ایران در کشورهای عربی بود. فرهاد تا ۸ سالگی که به همراه خانواده به تهران بازگشت در عراق زندگی می‌کرد^. برادر بزرگ فرهاد ویولن می‌نواخت. یکی از دوستان برادرش متوجه علاقهٔ فرهاد به موسیقی می‌شود و از خانواده فرهاد می‌خواهد که سازی برای او تهيه کنند. با اصرار برادرش يک ویولن‌سل برای او تهیه می‌کنند و تمرینات فرهاد آغاز می‌شود. ولی عمر تمرینات ویولن‌سل از ۳ جلسه فراتر نرفت و دست روزگار ساز او را شکست.

 

سال‌های جوانی و شهرت:
بعد از ترک تحصیل در کلاس یازدهم با یک گروه نوازندهٔ ارمنی آشنا می‌شود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را می‌آموزد و مدتی بعد به عنوان نوازندهٔ گیتار در همان گروه شروع به فعالیت می‌کند. فرهاد دو سال نیز به انگلستان رفت و در آنجا با موسیقی پاپ آن سال‌های انگلستان آشنا شد.

پس از بازگشت به ایران فرهاد اولین اجرای موسیقی خود را در هتل ریمبو در خیابان ایرانشهر تهران اجرا کرد. سپس به اجرای برنامه در رستوران کوچینی ادامه داد و در آنجا به فرهاد بلک‌کَتس مشهور شد. در این دوران در کافه‌های مختلف تهران به خواندن آوازهایی از گروه‌های معروف موسیقی آن زمان از جمله بیتل‌ها، الویس پریسلی، و ری چارلز می‌پرداخت. در همین دوره ترانهٔ «اگه یه جو شانس داشتیم» را برای دوبلهٔ فیلم بانوی زیبای من خواند که در فیلم استفاده شد.

در ۱۳۴۸ فرهاد برای ترانهٔ «مرد تنها» (با آهنگ اسفندیار منفردزاده و شعر شهیار قنبری) در فیلم رضا موتوری (به کارگردانی مسعود کیمیایی) آواز خواند. این ترانه در سال ۱۳۴۹ هم‌زمان با اکران فیلم به شکل صفحهٔ موسیقی منتشر شد. در ۱۳۵۰ ترانهٔ «جمعه» (کار منفردزاده و قنبری) را برای فیلم خداحافظ رفیق (به کارگردانی امیر نادری)، در ۱۳۵۱ ترانهٔ «خسته» را برای فیلم زنجیری، و در ۱۳۵۶ ترانهٔ «سقف» (کار منفردزاده و ایرج جنتی عطایی) را برای فیلم ماهی‌ها در خاک می‌میرند خواند.

در همین سال‌ها(اوایل دههٔ ۱۳۵۰) فرهاد با دختری به نام مونیکا آشنا شد و با او ازدواج کرد اما سرانجام این ازدواج جدایی بود. بعدها یعنی در اواخر همین دهه فرهاد با پوران گلفام ازدواج کرد و تا پایان عمر با او زندگی کرد.

تا سال ۱۳۵۷ و انقلاب ایران کنسرت‌های فراوانی داد. در بهمن ۱۳۵۷ هم‌زمان با انقلاب ترانهٔ معروفش «وحدت» (آهنگ از منفردزاده، شعر از سیاوش کسرایی) را ضبط کرد.

پس از انقلاب مدت‌ها از کار منع شد تا بالاخره در ۱۳۶۹ آلبوم خواب در بیداری را منتشر کرد که چند ترانهٔ فارسی و چند ترانهٔ انگلیسی داشت. در این نوار فرهاد پیانو هم می‌نواخت و بعضی از آهنگ‌ها را هم خود ساخته بود. در ۱۳۷۴ نیز اولین کنسرت بعد از انقلابش را در کلن اجرا کرد.

در ۱۳۷۶ آلبوم وحدت او نیز منتشر شد که شامل ترانه‌های دههٔ ۱۳۵۰ او بود. در ۱۳۷۷ توانست در هتل شرق تهران کنسرت اجرا کند و آلبوم برف را نیز منتشر کرد. در ماجرای محاکمهٔ غلامحسین کرباسچی یادداشتی در روزنامهٔ توس (۱۸ مرداد ۱۳۷۷) چاپ کرد تحت عنوان «معرفت آقای شهردار» که در آن به حمایت از کرباسچی پرداخته بود.

سال‌های پایانی و بیماری:
پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهيه آلبومی با نام «آمین» بود که ترانه‌هایی از کشورها و زبان‌های مختلف را در بر می‌گرفت. اما از مهرماه ۱۳۷۹ بیماری او جدی شد. فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به لیل در فرانسه رفت و در ۹ شهریور^ همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در گورستان تیه در پاریس دفن شد.

 

آهنگ‌ سازی:
تو را دوست دارم، شعر از مهدی اخوان ثالث (با تغییرات فرهاد)
نجوا(اصل آهنگ از منفردزاده)
خواب در بیداری، شعر از Juan Ramon Jimenez (با تغییرات فرهاد)
برف، شعر از نیما یوشیج (با تغییرات فرهاد)
کوچ بنفشه‌ها، شعر از شفیعی کدکنی
خیال خوشی، شعر از ویلیام شکسپیر
کتبیه، شعر از فریدون رهنما
گاندی، ‌شعر از مهاتما گاندی، ترجمه شعر از انگلیسی محمد حسین آریا
‌ وقتی که بچه بودم،‌ شعر از اسماعیل خویی (با تغییرات فرهاد)

آلبوم‌ها:
اسیر شب
آئینه‌ها(مسخ) - موسیقی: حسن شماعی‌زاده - شعر: اردلان سرفراز
هفته خاکستری - موسیقی: واروژان - شعر: شهیار قنبری
وحدت - موسیقی: اسفندیار منفردزاده
خواب در بیداری
برف - موسیقی: فرهاد و فریدون شهبازیان
فرهاد ۱۵۹ - مجموعه کامل آثار فرهاد

 

ترانه‌ها:
مرد تنها از آلبوم خواب در بیداری - موسیقی: اسفندیار منفردزاده (موسیقی متن فیلم رضا موتوری) - شعر: شهیار قنبری
شبانه ۱ - موسیقی: اسفندیار منفردزاده - شعر:احمد شاملو
خسته - موسیقی: محمد اوشال (موسیقی متن فیلم زنجیری) - شعر: عباس صفاری
آوار - موسیقی: فرهاد - شعر: شهیار قنبری
جمعه - موسیقی: اسفندیار منفردزاده (موسیقی متن فیلم خداحافظ رفیق) - شعر: شهیار قنبری

 

        بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران 
                            کز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران

 www.abbasd.blogfa.com  آرامگاه ابدی زنده یاد فرهاد مهراد

اولین باری که این عکسو دیدم فقط گفتم:

خانه نو مبارک عمو فرهاد

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 18:13  توسط عباس دلفی  | 

Google